تولدت مبارک

روشن ترین ستاره شب در چشمان توست ، وقتی که می خندی ...

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به مهمانی گلهای باغ می آورد

و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

و پرنده آواز جدید  می سراید :

امروز بهاری دیگر است

در روز تولد مهربان ترین

در میلاد کسی که اسوه محبت و از خود گذشتگی است

امروز را شادتر خواهم بود

و دلم را به مهمانی آسمان خواهم برد

جشنی برای میلادت برپا خواهم کرد

تمامی گلها و سبزه ها در میهمانی ما خواهند سرود

برادر مهربانم

روزهای زندگیت هر روز گوارا باد .

میلادت مبارک .

نوروز هم تمام شد!

  نوروز نگاهبان آیین رفاقت هاست ، آنگاه که باور کنیم قلبهامان جایگاه حضور دوستان است .

نوروز 89 با همان سرعتی که آغاز شد در حال پایان است و تنها خاطراتی از خودش به جای گذاشت .

یکی از مهم ترین نکات مثبت عید امسال حضور علی ، بر خلاف انتظار ، در کنارمون بود که باعث شد جمع خانوادگیمون کامل بشه و تعطیلات بیشتر بهمون خوش بگذره .

برنامه عید امسالمون مثل همیشه اول سفر به اصفهان بود ، دیدن اقوام و طبق عادت این چند سال اخیر ، مهمانی به فامیل در باغمون ؛ که مثل همیشه خیلی خوش گذشت چون در حین مهمانی های تکراری و در فضای بسته خانه ، گذروندن یک روز خارج از شهر ، در طبیعت و در کنار آشنایان خیلی حال و هوای همه رو عوض می کنه و واقعا حیفه که در بهار ، فصلی که طبیعت در زیباترین شکل خودشه ما ایرانی ها بیشتر زمانمون رو در مهمانی های خونگی می گذرونیم  و خودمون رو از این موهبت الهی محروم می کنیم .

البته امسال این شانس نصیب ما شد که زمان بیشتری را در طبیعت بگذرونیم ؛ زیرا یک روز را هم در مزرعه زیبا و وسیع یکی از دوستان و همکاران پدر گذرونیم و یک غروب بسیار زیبا و به یاد ماندنی را از نزدیک دیدیم و مهم تر اینکه دوستان جدیدی رو هم پیدا کردیم  . شب را هم در کنار زاینده رود و سی و سه پل به همراه عمه ها و عمو سپری کردیم که در کنار تمامی آن شلوغی های مختص عید باز هم زیبایی  چشم نوازی رو نمایان کرده بود.

در ادامه سفر نوروزی به کرمان رفتیم برای دیدن سایر اقوام و باز هم شانس دیدن طبیعتی کاملا متفاوت را داشتیم و آن دیدن جاذبه های دیدنی اطراف کرمان بود.

از جمله کلوتهای شهداد ، که ویژگی منحصر بفرد آنها این است که ساخته دست باد هستند . مطمئنا خیلی از ما تا حالا متوجه زیبایی های کویر نشدیم و طبیعت زیبا را بیشتر در قالب دریا و جنگل می بینیم در حالی که پا برهنه بر روی شن های کویر راه رفتن و در سکوت کویر غرق شدن حس ناب و جدیدی رو به انسان می ده . 

یک نکته جالب این بود که وقتی با پاهامون ماسه های داغ رو کنار می زدیم یک خنکی باور نکردنی پاهامون رو نوازش می کرد.

ما در مسیرمون از شهرهای شهداد و اندوهجرد هم عبور کردیم. یکی از اهالی خونگرم اندوهجرد ما را برای استراحت و ناهار به منزلش دعوت کرد و ما فقط ازشون خرما خریدیم  و البته ما رو از پرتقال های خوشمزه باغشون بی نصیب نگذاشت . در منزلش یک باغچه بسیار زیبایی بود که آدم رو یاد باغ های توصیف شده بهشتی می انداخت !

در ادامه به منطقه بسیار زیبای سیرچ رفتیم و ناهار رو اونجا خوردیم و استراحتی کردیم و بعد به آبگرم سیرچ رفتیم که البته خیلی شلوغ بود . بعد از آنجا به جوشان و در نهایت به مقصد اصلی مون و یکی از خوش آب و هوا ترین مناطق در آن اطراف رسیدیم یعنی گلباف ( در قدیم نام اصلی اش گوک بوده که به دلیل فرش های معروف و زیباش نامش رو گلباف گذاشتند )

این باور نکردنیه که در کنار اون کویر بی آب و علف چنین مناطق سر سبز و خوش آب و هوایی وجود داشته باشه  و در واقع همین تضاد ، زیبایی و جذابیتش رو چند برابر می کنه.

در کرمان هم همانند اصفهان روزهای خاطره انگیز و ماندگاری رو سپری کردیم و حاصلش عکس های زیبایی از طبیعته ، که یاد آور همه اون روز هاست . در ادامه مطلب چند تا از بهترین عکس های سفرمون رو می ذاریم تا شما هم در این خاطرات شریک بشین و وسوسه بشین تا خودتون از نزدیک تجربش کنید . 

یکی از بهترین فواید سفر ،  اینه که وقتی بعد از یک دوری نسبتا طولانی به خونه بر میگردی ارزش اون چند برابر می شه . زمانی که آرامش خونه رو حس می کنی ، میگی هیچ جا مثل خونه خود آدم نمی شه و اون کسلی و یکنواختی جای خودش رو به یک نشاط و انرژی مضاعف!!!می ده .

راستی عکسا رو تو " ادامه مطلب " یادتون نره ببینید.

ادامه نوشته