وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی ...

وای
بر من گر تو آن گم کرده ام باشی
که بس دور است بین ما
که
این سو خسته دلی با قلبی شکسته!
و
هزاران بار مردن ! رنج بردن ! با خمی در قامت از این راه دشوار
که این سو
دستها خشکیده ! دل مرده ! به ظاهر خنده ای بر لب !
و گاهی ...
حرفهای پیچ در پیچ و هم هیچ ، و گهگاهی دو خط شعری
که گویای همه چیز است و خود ناچیز ،
که بس دور است بین ما ،
که آن سو ،
نازنینی
غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل !
دلی پر از عشقی که
چندی بیش نیست ، شاید از بازیچه بودن سخت بیزار است
وای بر
من گر تو آن گم کرده ام باشی ، که بس دور است بین ما
که عاشق گشتن و عاشق نمودن
سخت دشوار است !!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 11:52 توسط علی
|
خجسته باد نام خداوند ، نیکوترین آفریدگاران