شريعتي ...
وقتي كه بچه بودم هرشب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد.
هی با خود فکر میکنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن
"دکتر شريعتي"
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:31 توسط علی
|
خجسته باد نام خداوند ، نیکوترین آفریدگاران