مامان روزت مبارک
فردا
روزه مادره. هر سال با یزدان خان می رفتیم و کادو می خریدیم
و شب رو با شادیه اینکه کنار هم هستیم می
گذروندیم وبا کادو های ناچیزمون مامان رو خوشحال می کردیم.
قبل از ازدواجم من و
مامان دوستای خوبی بودیم. با هم پیاده روی می رفتیم و اکثرا وقتمون رو با هم می
گذروندیم.تا اینکه ازدواج کردم و اونوقت احساسها
و نیاز های جدیدی نسبت به مامانم پیدا کردم. تازه اونو و مشکلاتش رو درک می کردم و
اونم منو درک می کرد. خیلی وقتا نیاز پیدا می کردم که سرمو بزارم رو پاهاش یا برم
تو بغلش و اون نوازشم کنه. انوقت بود که خودمو تو بهشت احساس می کردم. اونو هر
روز بیشتر از روز قبل دوست دارم و قدرشو می دونم.
امسال
مثل سالهای قبل شاد نیستم.
کنار مامانم ام و سرمست از عشقش ولی با یه بغض
از فقدان
کسی که مدتها مجبور بودیم ازش حرف نزنیم و تو وبلاگ ننویسیم ،چون عزیزامون که خارج
از ایرانن از کوچش خبر نداشتن. مادری از خود گذشته ، خواهری عاشق و عمه ی مهربان.
اون امسال نیست و بچه هاش باید برن سر مزارش و امروز رو بهش تبریک بگن.
از عمه مهربونم می گم ، که رفتنش رو هنوز باور نکردم و جای خالیش رو احساس می کنم.
می خوام علاوه بر مامانه برگه گلم
و خواهرجونم به مادر شوهر
عزیزم و خواهر شوهرم وعمه های خوبم و خاله مهربونم و زن عمو هام و زن دایی هام و دختراشون و همه
و همه ی مامانای سرشار از عشق و فداکاری و همه زنای با محبت تبریک بگم. سایتون
سالهای سال بالای سره بچه هاتون و همه روزای زندگیتون پر نور و شادی ؛ از صمیم قلب
دوستون دارم. به حق که شما لیاقت بهشت رو دارید.


خجسته باد نام خداوند ، نیکوترین آفریدگاران