منو دنیایی که عمه صدیقه در آن نفس نمی کشه ،

منو آسمونی که عمه ام چشماشو  به روی اون بست ،

منو زمینی که دیگر نبض قدمای اونو نداره ،

منو خونه ای که دیگه خونه عمه نیست ،

من ، بی آغوش گرم عمه صدیقه ،

منو سیل اشکای سرکشی که در فراغ تو از دل تنگم ،به گونه هام می تازه ،

عمه، یکسال است که دلم برای لبخندت تنگ شده

عمه عزیزم دوستت دارم تا همیشه ...