یکسال در فراغ تو ...
منو دنیایی که عمه صدیقه در آن نفس نمی کشه ،
منو آسمونی که عمه ام چشماشو به روی اون بست ،
منو زمینی که دیگر نبض قدمای اونو نداره ،
منو خونه ای که دیگه خونه عمه نیست ،
من ، بی آغوش گرم عمه صدیقه ،
منو سیل اشکای سرکشی که در فراغ تو از دل تنگم ،به گونه هام می تازه ،
عمه، یکسال است که دلم برای لبخندت تنگ شدهعمه عزیزم دوستت دارم تا همیشه ...
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 11:2 توسط زينب
|
خجسته باد نام خداوند ، نیکوترین آفریدگاران